زهرا اسلامى فرد
218
تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( فارسي )
اكنون شرقشناسى جديد در جايگاهى قرار دارد كه اگر پژوهشگرى بخواهد از شرق بنويسد ، يا بيانديشد ، نمىتواند از موانعى بگذرد كه بر سر راه فهم شرق قرار داده شده است . به تعبيرى ديگر ، شرق اكنون بهدليل وجود شرقشناسى نمىتواند موضوعى آزاد براى پژوهشى عينيتگرا و بدون سوگيرى باشد . البته اين بدان معنا نيست كه تنها شرقشناسان هستند كه به پژوهش در باب شرق مشغولاند ، بلكه به اين معناست كه شرقشناسى شبكهاى از منافع كلى و عام را بهوجود مىآورد تا شرق در هر جايگاهى كه مورد بررسى قرار مىگيرد ، حاضر و اثرگذار باشد . « 1 » امروزه به علل مختلف ، شرقشناسان ترجيح مىدهند خود را اسلامشناس معرفى نمايند و انتظار دارند اسلامشناسى آنان براى مسلمانان ، از اسلامشناسى دانشمندان مسلمان مقبولتر باشد . ب ) علل درونى انحطاط تمدن اسلامى 1 . انحراف از مسير اصلى اسلام انحطاط تمدن اسلامى عوامل درونى متعددى دارد كه از آن جمله مىتوان به انحراف فكرى و عملى مسلمانان از تعاليم اسلام اشاره كرد . عقايد و قوانين اسلامى برپايه فلسفه خاصى تشريع و تنظيم شده كه پيروى از آن موجب سعادت ، و انحراف از آن نيز بىشك مايه شقاوت و انحطاط خواهد بود . پس از رحلت پيامبرخدا ( ص ) تا مدتى مسلمانان در مسير اصلى اسلام حركت كردند ، ولى رفتهرفته از آن منحرف شدند . از سويى ، بخشى از عقايد و دستورهاى اسلام نيز بهغلط تفسير و توجيه گرديد و در اعمال و رفتار مسلمانان سستى و انحراف پديدار شد ؛ آنگونه كه آنان با شكستن حريم دين ، انواع محرمات را مرتكب شدند و واجبات الاهى را نيز ترك گفتند . اين انحراف به حدى در جوامع اسلامى گسترش يافت كه هيچ شباهتى بين اعمال مسلمانان با اسلام راستين باقى نماند . « 2 »
--> ( 1 ) . ادوارد سعيد ، شرقشناسى ، ص 39 . ( 2 ) . زينالعابدين قربانى ، علل پيشرفت اسلام و انحطاط مسلمين ، ص 271 و 272 .